۱-آنهایی که وقتی هستند هستندووقتی نیستند هم نیستند.
۲-آنهایی که وقتی هستند نیستند.وقتی که نیستندهم نیستند.
۳-آنهایی که وقتی هستندهستند وقتی که نیستند هم هستند.(آدمهای معتبر وبا شخصیت کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند ودر نبودنشان هم تاثیر خود را می گذارند.)
۴-آنهایی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند(شگفت انگیزترین آدمها.در زمان بودنشان چنان با شکوهندکه ما نمی توانیم حضورشان را در یابیم اماوقتی که از میان ما می روند آهسته آنها را درک می کنیم.باز می شناسیم ومی فهمیم.باز می شناسیم ومی فهمیم که آنها که بودندچه می گفتندوچه می خواستند.ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف برایشان داریم اماوقتی در برابرشان قرار می گیریم گویی قفل بر زبانمان می زنند.اختیاراز ما سلب می شود.سکوت می کنیم وغرق در حضور آنها می شویم ودرست در زمانی که میروندیادمان میآید که چه حرفها داشتیم ونگفتیم.شاید تعداد این آدمها در زندگی ما انسانها به تعداد انگشتان دست هم نرسد.)
برگرفته از ققنوس(ویژه نامه ۵ سالگی ققنوس-کانون آباده)
ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش،اکنون می ترسم که مرا بفریبی به عطای خویش...
"مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری"
در احوال ابو سعید آمده است:
"شیخ ما را گفتند که :فلان کس بر روی آب می رود. گفت :سهل است که گنجشک و وزغ نیز بر روی آب می رود.
گفتند:فلان کس در هوا می پرد،گفت :زغن و مگس نیز در هوا می پرد.
گفتند:فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود،شیخ گفت:شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می رود،این چنین چیزها را چندان قیمتی نیست،
مرد آن باشد که در میان خلق بنشیند وبرخیزد و بخورد و بخسبدوبخردو بفروشد ودر بازار در میان خلق دادو ستد کند وبا خلق در آمیزد،ویک لحظه از خدای غافل نباشد."
ماهی به نرخ دریا
ماهی ببر که تازه است
۳۰۰ تومان ،۳ ماهی
زن گفت:۵ ماهی
ماهی فروش خندید:
آتش زدم به مالم
ماهی
حراج
ماهی
قیمت خداپسند است
**
ماهی به روی ماسه
بی تاب غلت می خورد
در چشم های گردش
غوغای ساکتی بود
با التماس می گفت:
یک قطره آب چند است؟
**
موجی در آن کرانه
سررا به سنگ می زد
نوحه خوان
بیدها
دسته ی زنجیرزن
لاله ها
سینه زنان حرم باغچه
بادها
درجنون
بیدها
واژگون
لاله ها
غرق خون
خیمه ی خورشید سوخت
برگ ها
گریه کنان ریختند
آسمان
کرده به تن پیرهن تعزیه
طبل عزا را بنواز ای فلک...
رحلت پیامبراکرم (ص)وشهادت امام رضا (ع)تسلیت باد
ُ
نام تورا می توان نوشت
باهرچه رود
راه تورا می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل بسته را
بادست های روشن تو می توان گشود
دهه ی نورو روشنایی مبارک باد
از جاده سه شنبه شب قم شروع شد
آیینه خیره شد به من و من به آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد
خورشیدذره بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد
وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت
بی تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب ؟!هیچ یک
دریا دلش گرفت وتلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ...شروع شد
تعداد6 نفر از اعضای مرکز شماره 3 ارومیه در سومین جشنواره دفاع مقدس برگزیده شدند .
این جشنواره در پاسداشت یاد و خاطره ی حماسه سازان عرصه های نبرد ،از کربلای حسینی
تا کربلای ایران ،توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس برگزار گردید.
اسامی این عزیزان به این شرح است:
راستین احمدنژاد-راضیه گلشنی-رویا کاظم زاده-هاتف محمدی-سمیرا بشارت بخش-صبا
نوری واحد
این موفقیت را به این عزیزان و مسئول محترم مرکز شماره 3 ارومیه سرکار خانم بهره ور و
مربی ادبی مرکز سرکار خانم چوداری تبریک می گوییم.
دیدم
او خودش باران است
( عمران صلاحی)
